محمد خان شاعری که مظلومانه رفت
بسم الله الرحمن الرحیم
شهر شُنبه خاستگاه افراد بزرگی است که برخی از آنها در تارﻳخ فرهنگ و ادب جنوب نامی جاودانه دارند که از جمله این افراد محمد خان دشتی است و ما در این وجیزه می کوشیم به قدر خویش وی را بشناسانیم.
محمد خان دشتی فرزند سوم«حاجی خان»دشتی است که بعد از مرحوم حسین خان ضابط کاکی و حیدر خان ضابط بردستان واطرافدر سال1246از زنی جلیله ومحترمه بنام شاهزاده بی بی، دختر حاجی حیدر بردستانی درروستای شُنبه (شهر شنبه کنونی) از توابع شهرستان دشتی چشم به جهان گشود.
نقل است که به هنگام عروسی مادرش،پدر بزرگش حاجی حیدر بردستانی که شاهزاده بی بی را بسیار دوست می داشت خدمتکاران فراوانی را که هرکدام در شغلی تبحّر داشتندهراه وی به شُنبه فرستاد به همین خاطر روز وشب عروسی تا یک نفر شنبه ایی می خواست کمکی کند مثلاً قلیانی آماده کند یا مرغی سرخ کند بلا فاصله یک بردستانی دستش را می گرفت و می گفت این کار را به عهده من گذاشته اند .یکی از اهلی شُنبه که حسابی از این موضوع ناراحت گشته بودوسط جمعیت بر می خیزد و دست به طرف آسمان بلند می کند وبا صدای بلند می گوید«آشپز بردستانی،قلیان چاق کن بردسانی،چای ریز بردستانی،ای خدا تو خودت بردستانی مباش».
القصه محمد خان دوران کودکی را در شنبه گذراند ونزد باسوادان آنروز خواندن ونوشتن را فرا گرفت آنگاه به همراه مادر وبرادرانش عازم عراق گردیدوچندین سال در حوزه نجف به تحصیل علوم دینی پرداخت وبعد از اینکه به مرتبه ای بالا در علم دست یافت به دشتی باز گشت وضابطی خورموج وحومه به وی واگذار گردید.
محمد خان از شعرای دشتی وصاحب دیوان شعر و اولی شاعر منطقه است که دیوان اشعارش در بمبئی به چاپ رسیده است که اکنون نسخه هایی از آن نزددوستداران وی موجود است وی علاوه بر دیوان اشعار ،دارای آثار منثوراز جمله 1- خسرو شیرین 2-کلام الملوک 3-نمکدان4-طریق السلوک می باشد.
محمد خان بعد ازاستقرار در خورموج عمارتی عظیم بنا می کند و جهت طلاب و افرادی که از مناطق دور و نزدیک به قصد علم و یا مقاصددیگر به خورموج می آمدند درون قلعه مذکور منازل یاحداث می نماید. برج هشتی موجودکه از الحاقات مرحوم
جمال خان امیر پنج دشتی است یادگاری از آن قلعه عظیم می باشد. محمدخان اهل عمران و آبادانی نیز بود به همین خاطر در ایام عمر کوتاه خود در احداث قری
و مزارع و جریان قنوات و و تعمیر مساجد و مدارس و بنای خوانق و حمام ها سعی بسیار نمود .
علاوه بر اینها وی مبارزی خستگی ناپذیر هم بود به همین خاطر در سال 1273 ه.ق که نیروهای انگلیسی خارگ و بوشهر را اشغال نمودند به همراه مرحوم حسین خان (برادر مهترش )به صف مجاهدین راه وطن پیوست و کمک های فراوانی به مجاهدین نمود .
این شاعر زیبا کلام و مجاهد جان بر کف سر انجام در بوشهر در زندان نصیرالملک به وسیله زهر به سرای آخرت شتافت و این واقعه دلخراش در سال 1298 ه .ق حادث گردید .
بعد از فوت جسد مطهرش را به عراق انتقال و در نجف اشرف در جوار مولایش حضرت علی (ع) مدفون گردید .
از محمد خان دو پسر به یادگار می ماند یکی بنام احمد خان دشتی که هم چون پدر شاعر بود و دیگری علی خان . احمد خان بلا عقب در گذشت اما از علی خان اولادی چند به دنیا آمد که اکنون نوادگانش در دشتی سکونت اختیار کرده و بعضی از آنها از سرشناسان قوم اند .